Masoud

Masoud

6 followers
·
15 followers
Masoud
More ideas from Masoud
سعدی ⚫ #سعدی آن کس که از او صبر محال‌ست و سکونم بگذشت ده انگشت فروبرده به خونم

سعدی ⚫ #سعدی آن کس که از او صبر محال‌ست و سکونم بگذشت ده انگشت فروبرده به خونم

سعدی ⚫  ‌ آخر نگهی به سوی ما کن دردی به ارادتی دوا کن بسیار خلاف عهد کردی آخر به غلط یکی وفا کن ما را تو به خاطری همه روز یک روز تو نیز یاد ما کن این قاعده خلاف بگذار وین خوی معاندت رها کن برخیز و در سرای دربند بنشین و قبای بسته وا کن آن را که هلاک می‌پسندی روزی دو به خدمت آشنا کن چون انس گرفت و مهر پیوست بازش به فراق مبتلا کن سعدی چو حریف ناگزیرست تن درده و چشم در قضا کن شمشیر که می‌زند سپر باش دشنام که می‌دهد دعا کن زیبا نبود شکایت از دوست زیبا همه روز گو جفا کن + #سعدی ‌ ‌ ‌

سعدی ⚫ ‌ آخر نگهی به سوی ما کن دردی به ارادتی دوا کن بسیار خلاف عهد کردی آخر به غلط یکی وفا کن ما را تو به خاطری همه روز یک روز تو نیز یاد ما کن این قاعده خلاف بگذار وین خوی معاندت رها کن برخیز و در سرای دربند بنشین و قبای بسته وا کن آن را که هلاک می‌پسندی روزی دو به خدمت آشنا کن چون انس گرفت و مهر پیوست بازش به فراق مبتلا کن سعدی چو حریف ناگزیرست تن درده و چشم در قضا کن شمشیر که می‌زند سپر باش دشنام که می‌دهد دعا کن زیبا نبود شکایت از دوست زیبا همه روز گو جفا کن + #سعدی ‌ ‌ ‌

#سعدی ♥ چنان به موی تو آشفته ام به بوی تو مست که نیستم خبر از هرچه در دو عالم هست

#سعدی ♥ چنان به موی تو آشفته ام به بوی تو مست که نیستم خبر از هرچه در دو عالم هست

سعدی ⚫ #سعدی من ز فکر تو به خود نیز نمی‌پردازم نازنینا تو دل از من به که پرداخته‌ای چند شب‌ها به غم روی تو روز آوردم که تو یک روز نپرسیده و ننواخته‌ای ____ #سعدي

سعدی ⚫ #سعدی من ز فکر تو به خود نیز نمی‌پردازم نازنینا تو دل از من به که پرداخته‌ای چند شب‌ها به غم روی تو روز آوردم که تو یک روز نپرسیده و ننواخته‌ای ____ #سعدي

#سعدی ♥بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست ❣فراش خزان ورق بیفشاند نقاش صبا چمن بیاراست ❣ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست❣ گویند نظر به روی خوبان نهیست نه این نظر که ما راست ❣در روی تو سر صنع بی چون چون آب در آبگینه پیداست❣ چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت به جز راست ❣هر آدمیی که مهر مهرت در وی نگرفت سنگ خاراست ❣روزی تر و خشک من بسوزد آتش که به زیر دیگ سوداست ❣نالیدن بی‌حساب سعدی گویند خلاف رای داناست ❣از ورطه ما خبر ندارد آسوده که بر کنار دریاست ...

#سعدی ♥بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست ❣فراش خزان ورق بیفشاند نقاش صبا چمن بیاراست ❣ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست❣ گویند نظر به روی خوبان نهیست نه این نظر که ما راست ❣در روی تو سر صنع بی چون چون آب در آبگینه پیداست❣ چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت به جز راست ❣هر آدمیی که مهر مهرت در وی نگرفت سنگ خاراست ❣روزی تر و خشک من بسوزد آتش که به زیر دیگ سوداست ❣نالیدن بی‌حساب سعدی گویند خلاف رای داناست ❣از ورطه ما خبر ندارد آسوده که بر کنار دریاست ...